سه گانه ..

سه ته سیگار ...

دوتا رو تو سطل آشغال میندازی

و سوّمی رو دوست داری و لذت می بری که زیر پا لِه کنی...

/

و در همان شب است که سه پرده بر دیوارهای شهر می بینی که

هر سه خبر از انتقال میدهند

و نسبت به هر سه احساس تنفر میکنی...

دو تایشان نابود میشوند...!