خورشید بی حجاب
  
 تا کی به پشت پرده نهان بودنی چنین؟!    خورشید، بی حجاب شو و هم ترانه باش
 
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
آرشیو
موضوع بندی
 
سه شنبه 30 بهمن ماه سال 1386
ای پریشان.ی

مردی که آمد از فلقِ سرخ

در این دمِ آرامِ خواب رفته

پریشان شد

                ویران..

و باد پراکند بوی تنش را

                               میان خزر.

ای سبزگونه ردای شمالی‌ام!

جنگل!

اینک کدام باد

بوی تنش را

می آرد از میانِ گیسوانِ پریشانت؟ ،

که شهر به گونه ی ما ، در خون سرخ نشسته

آه ای دو چشم فروزان!

در رود مهربان کلامت

جاری‌ست هزاران هزار پرنده.

بی تو کبوتریم

                 بی پرِ پرواز..

 

   خسرو. گ


 
دوشنبه 29 بهمن ماه سال 1386
هر ثانیه صد بار

 

سرم گردان و

سرگردان به دور گردویی هستم

که می گردد به دور گردک ِ گردنده ای دیگر

و می گرید برای

گریه ی گرینده ای دیگر ..

که می گریم به حالِ گردکی گردو صفت ، خندان !


 
شنبه 27 بهمن ماه سال 1386
بی‌خواب

 

خوابم نمی رود که ببینم فسانه ای

رؤیای نابِ نیم شبی ، جاودانه ای

..


 
سه شنبه 23 بهمن ماه سال 1386
افسانه های نیمه کاره ای برای آخرین روز سال

امروز روز آخر سال است و

شدیداً تنهایی ام را وسیع کرده ام

یا خودش وسیع شده است!

و برای همین فردا که روز آغاز سال است

دوست دارم جایی دور از شهرم باشم

تا بیش از این آزارم ندهد شاید..

این تن بودن.. این.. خود بودن..

بهتر است به ایرج پناه ببرم و

تو این بیداد پهناور تو این شب‌راه سرتاسر

نه یک دست و نه یک آغوش نه یک سنگ و نه یک سنگر

پناهی نیست جز آواز رفیقی نیست جز دیوار

..شاید به همین دلیل است که اینقدر دوست دارم خواندن را و آواز خواندن را

و اینقدر احساس نزدیکی می کنم به دیوار ها و دیوار نوشته ها

اشمب از آن شب هایی ست که من نه از درد دوری معشوق

فقط و فقط از دوری خودم از مادرم

از پدرم.. از خودم/ می توانم بخوانم :

شب بی عاطفه برگشت، شب بعد از رفتن تو

//

بعدش هم.. برای خیلی ها باید بنویسم.

باید شعرهایم قوی باشند

مثل ستونی که دیده نمی شود.

یادم باشد سعی کنم هیچ وقت آدم نشوم

همیشه همان :

شاعر همیشه یک خر تنهاست

بمانم

حتّی اگر مهندس شده باشم

یا هر چیز دیگری .. اگر جایی کار کنم و حقوقی بگیرم

و زندگی روزمرّه ای داشته باشم هم..

نه نباید آدم شوم/

/

بعدش هم بنویسم برای خیلی ها:

آن اوّلی که خانه خرابم نمود و رفت

دوّم دری به خانه‌ی خوابم گشود و رفت

سوّم خودش طلوع نخستینِ شعر بود

همراه هر ترانه‌ی نابم شد و نرفت

// چهارم..  

// من صدای سبز خاک سربی ام

/// باورم کن که تو سینه غم دارم به حجم فریاد

  آخه این غمِ کمی نیست، که صداقت رفته بر باد

----------------------------------------------------

نباید بترسم

باید ماند در این ویرانه و ساخت!

اگر نشد هم

لااقل وجدانت آسوده است که حرفت را زده ای!

/--------------------------/

من هنوز خواب می بینم

که این خودش غنیمته

///..././

تمام!

ببار احمق. ببار احمق. ببار ای برف احمق!

 

 


 
سه شنبه 23 بهمن ماه سال 1386
نعره کن..

 

ما همه چریک بودیم

چریک هایی شبیه شعر..

احمق هایی بودیم که فکر می کردیم

مبارزه ای که با پیروزی خون‌شعر های ما به پایان رسد،

چقدر زیبا خواهد بود..

فکر کردیم یک با یک برابر خواهد شد

..

امّا انگار ما باز هم با بقّیه ی یک ها برابر نشدیم .. و

مارا کشتند!

 


 
جمعه 19 بهمن ماه سال 1386
دنیای واقعی. دنیای حقیقی.

 

تا به دنیای واقعی رسیدم،

همه ی خوب های حقیقی بد شدند

و بدهای حقیقی ، خوب!

نامردان حقیقی مرد شدند

و  حقیقت را به گوشه های بی خوابی فرستادند..

و نادان ترین ، شد.. عالم غیب!

 


 
پنجشنبه 18 بهمن ماه سال 1386

 

ناگهان سقف فرو ریخت/سرم خورد به سقف

ناگهان ثانیه اِستاد و به دستم خوابید

. . . .


 
دوشنبه 8 بهمن ماه سال 1386
سبز در سفیدی کفن

 

کاشف السلطنه در برف فرو می افتد

روی قبرستانی ،

که در آن چای ، هزاران روز است

از تماشای زمین ،

چشم‌ها را بسته.


 
یکشنبه 7 بهمن ماه سال 1386
سخنی با تو

 

ای سخندان بزرگ

که همیشه منو می خندونی،

بگو امروز تو کدوم قندونی ، کردنت زندونی؟

نمی تونی در بیای ! می دونی؟؟


 
پنجشنبه 4 بهمن ماه سال 1386
] خ [  بازی

 

خفه شد . خود شدو خونش را خورد!

خرکِ بی خبری از خطرش آگه شد،

نعره زد خاک و خُلی را گِل کرد

دست و پا برد در آن ، خود شد و مرد!


 
چهارشنبه 3 بهمن ماه سال 1386
همین یک تکه از نقّاشی

 

دمِ غروب میان حضور خسته ی اشیا

نگاه منتظری ،

حجم وقت را می دید

 

 سهراب سپهری


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 92668


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها