خورشید بی حجاب
  
 تا کی به پشت پرده نهان بودنی چنین؟!    خورشید، بی حجاب شو و هم ترانه باش
 
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
آرشیو
موضوع بندی

مخصوص زوجهای جوان Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 31 خرداد ماه سال 1386
نور پاک

اگر نور تیزی که

آن را

به دود سیگار مسلّح می کنم

بتواند 

دیوار را ببُرد

شاید پس از دیوار

فیلتر سیگار هایی که تا ته کشیده ام

سفید شوند!


 
دوشنبه 21 خرداد ماه سال 1386
دیوانه تر از شعر

بیبن!  خدا هم از دست ما خسته شد

و گفت

بروید هر غلطی که دلتان می خواهد بکنید

هیچکدامتان

هیچ وقت آدم نمی شوید !

بروید ! بروید ! حالم دارد به هم میخورد

بروید هر چقدر دلتان می خواهد رود بکشید

سنجاقک

پروانه

قاصدک

مورچه

بکشید...

دیوار بی آجر بکشید

بر برگ های همیشه سبز بنویسید

هر چه می خواهید قناری بخوانید

آهو بدوید..

شما حتّی از شعر هم دیوانه ترید

هرگز آدم نخواهید شد !


 
جمعه 18 خرداد ماه سال 1386
گزاره ی نیست ی

نیستی ، سرابی ست که

دوست نداریم به آن برسیم

گاهی هم داریم..

امّا در ناگزیر بیابانی که روی جنگل را پوشانده

گاهی حتّی در گزاره ی شعر هستی

نیز

گریزی از گراز نیستی نیست!

 


 
سه شنبه 15 خرداد ماه سال 1386
جنبش واژه ی نیست

پشت فرداها حرف .

حرف ، یک حسرت داغ.

جاده ای تا دیروز .

باد ، آواز ، مسافر ، و کمی میل به مرگ.

شعرِ پیچک ، و رسیدن ، و حیات.

 

من‌، و دلتنگ‌، و این کاغذِ بی‌فکرِ سفید.

می‌نویسم ، و صدا.

می‌نویسم ، مثلِ تکرار و مرگِ یک صرف!

 

یک نفر دلتنگ است.

یک نفر می‌خواند.

یک نفر می‌شمرد.

دو نفر می‌میرند،

 یک نفر می‌ماند.

 

زندگی یعنی؛ یک مرگِ غلیظ.

از چه دلتنگ شدی؟

دیرپایی بد نیست؛

مثلاً خوب نگه کن ، خورشید

که پس از رفتن ما نیز

                          پر از تابش روز

                                        یا که آرامش شب

دم به دم می‌تابد.

 

یک نفر دیشب مُرد.

و هنوز ، آسمان بیمار است

شاید امروز دگر روحِ مرا می‌خواند.

قطره ها در جریان،

برف هم رو به هبوط

و زمان دستِ جنونِ باروت .

 

دیرپایی بد نیست..

زود دیگر!

              بنویس.

 

../.‌ خودِ میرعماد این را ساخته است!

../.. خود میرعماد خیلی سهراب را دوست دارد طوری که روی شعرهایش شعر می نماید!

../... اگر می گویید نمی باید و نمی توانم ، این و این را هم بخوانید!

 


 
شنبه 12 خرداد ماه سال 1386
حرف

 

یکی معلول بی علّت هست اینجا

که از خداش،

 دلیلی

فقط  برای حرف زدن است


 
شنبه 5 خرداد ماه سال 1386
خودشناسی . خداشناسی

می دونی...؟

یه نفر هست...

از بس که بزرگه بهش میگن  خدا . . !

اصلاً معلوم نیست حرف حساب ما با اون چیه

ولی من اینو می دونم که

حتّی اگه هیچکس از من دوری کنه..

اون اینقدر بزرگ هست و من رو بزرگ می دونه

که کمی دوستم بدارد!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 92663


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها