پنجشنبه 22 اردی بهشت
قصه گو ،قصه نگو واسه خوابوندن من
سعی بیهوده نکن واسه ی موندن من
قصه گوی خوب من ، حرفاش برام ترانه بود
قصه هایی که میگفت قصه ی عاشقانه بود
صحبت خلقت آدم که میشد قصّه ی آدم و حوا رو میگفت
می دونست که تشنه ی محبتم قصّه ی مجنون و لیلا رو میگفت
قدرت عشقو اگه میخواست بگه قصه ی شیرین و فرهادو میگفت
صحبت از بازی تقدیر اگه بود قصه ی شیرینِ شهرزاد و می گفت
قصه گو ،قصه نگو واسه خوابوندن من
سعی بیهوده نکن واسه ی موندن من
لحظه ی فاجعه وقتی می رسید اشک توی چشمای من حلقه میزد
وقتی که اشکارو تو چشام می دید میومد کنار تختم می نشست
خم میشد روی سرم بوسه بر لبام میزد
یادمه،خوب یادمه زیر لب صدام میزد
این کاراشم واسه من یه قصّه بود
رفتنش برام یه دنیا غصّه بود رفتنش برام یه دنیا غصّه بود
قصه گو ،قصه نگو واسه خوابوندن من
سعی بیهوده نکن واسه ی موندن من ...
اجرا: هوشمند عقیلی |